« نقش آموزش در شرکتهای تعاونی »

تهیه کننده : هاشم جعفرعلی

 کارشناس مسئول برنامه ریزی آموزشی اداره کل تعاون استان اصفهان

 مقدمه :

 هر جامعه ای بدون شک برای برخورداری از یک زندگی ایده آل وحرفه ای نیازمند توجه ویژه به امرآموزش  می باشد آموزش در واقع بعنوان موتور محرکه ا ی است که  در بخشهای مختلف اقتصادی ،ا جتماعی، فرهنگی و......همواره مورد توجه کشورهای جهان به ویژه کشورهای پیشرفته وتوسعه یافته بوده است ؛البته باید توجه داشت که توسعه و ترقی هر کشوری به صرف توجه  به آموزشهای کلاسیک رسمی(ازمدرسه تا دانشگاه)محدود نمیشود،توجه به اصل آموزشهای مستمر ومداوم به عنوان اصلی فراتر نقش بسیار مهم وارزنده در ترقی وتعالی کشورها دارد .کشورما نیزبعنوان یکی از کشورهای درحال توسعه درراستای اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی ونگاه ویژه به سایر بخشهای اقتصادی بالاخص بخش تعاونی بمنظور نهادینه  نمودن  فرهنگ  مشارکت پذیری وتعاون در میان اقشار مختلف جامعه همواره توجه خاص به امر آموزش داشته است . براین اساس وزارت تعاون بعنوان متولی بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران با محور قرار دادن اصل  آموزش ، کارورزی  واطلاع رسانی به  عنوان  یکی از مهمترین اصل از  اصول بین المللی  تعاون درصدد است که  جایگاه این بخش را  در میان سایر بخشها ی اقتصادی  به  سرحد مطلوب ارتقاء بخشید ه و جهت اجرای سیاستهای اصل مورد اشاره  نقش کلیدی وسرنوشت ساز داشته باشد. در این راستا و با توجه به اهمیت موضوع نویسنده  مقاله سعی بر آن دارد  که به  تبیین نقش آموزش  در شرکتهای تعاونی وارتباط تنگاتنگ این دو مقوله بپردازد.

اهمیت آموزش در شرکتهای تعاونی:

 فعالیتهای تعاونی از آنجائیکه یک کار گروهی و دسته جمعی است به هیچ وجه از آموزش بی نیاز نمی باشد؛ زیرا برای رسیدن به هدف و یا اهداف مشترک تعاونی الزاما باید به امر آموزش مدیران ، اعضا ء وکارکنان تعاونیها پرداخته شود؛ در کشور ما از آنجائیکه بخش تعاون به موجب اصل 44 قانون اساسی بعنوان یکی از سه بخش مهم اقتصادی محسوب و سیاست  کلی دولت نیز حمایت از شرکتهای تعاونی وتوسعه ی آنها  می باشد بنابراین توجه به امر آموزش ولزوم اجرایی شدن جلوه ها وروشهای مختلف آموزش در شرکتهای تعاونی در تمامی رده ها نیاز به همت وتلاش مضاعف مدیرا ن شرکتهای تعاونی دارد. در خصوص لزوم اهمیت دادن به امر آموزش یکی از رؤسای اتحادیه بین المللی تعاون می گوید: "تعاون نهضتی است اقتصادی که روشهای آموزشی را بکار می برد وبا روشهای آموزشی توام است" بعبارت دیگر "تعاون نهضتی است آموزشی که روشهای اقتصادی را بکار می برد". و به عبارتی بهتر" روشی است اقتصادی که از نهضت آموزش استفاده می کند." با توجه به مطلب فوق میتوان چنین اظهار داشت که نهضت تعاونی بدون آموزش امکان پذیر نبوده ومحقق نمی گردد یا اینکه تعاون بدون آموزش ویژگیها ومشخصات تعاونی بودن خود را از دست می دهد چرا که واقعیت امر این است که آموزش یک تذکر و یاد آوری همیشگی است که همواره به اعضاء می آموزد از طریق تعاونی جدا نشده و هدف یا اهداف تعاونی را محترم بشمارند. موفقیت شرکتهای تعاونی صرفاً در چارچوب اجرای دقیق قانون ومقررات تعاون محدود نمی شود بلکه این آموزش است که شرکتهای تعاونی از طریق آن می توانند نقش اصلی را در ارتقاء سطح بهر ه وری  وبهبود وضعیت اقتصادی واجتماعی اکثریت افراد جامعه ایفا نمایند. اگر چه در تعریف شرکت تعاونی گفته شده که شرکت تعاونی یک موسسه ی اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی است که هدف آن تامین نیازمندیهای اعضاء است لیکن باید اذعان داشت که در بسیاری از موارد با اینکه  نیاز وجود دارد ممکن است کسانی آن نیاز یا نیازهای مشترک اعضاء را احساس نکنند؛ بنابراین یکی از اثرات پر اهمیت آموزش یا بعبارتی یکی از وظائف سنگین آموزش این است که در شناخت نیازها کمک می کند ودر واقع اگاهی به کمبودها و نیازها وتسریع در امر دستیابی به اهداف مورد تعاونیها از رهگذر آموزش امکان پذیر است . پس آموزش برای بازشناسی نیازمندیها واحساس آنها نیز مؤثر ومفید بوده واین شناسایی واحساس بدان مقدمه ای جهت اتخاذ تصمیم وچاره اندیشی برای رفع آن نیازها بشمار می آید؛به همین سبب است که آموزش در این مورد به روشن کردن اذهان وهوشیار ساختن اعضای تعاونی کمک می کند.

 امروزه آموزشهایی که از سوی وزارت تعاون ،اتحادیه های تعاونی ویا مؤسسات آموزشی برای مدیران واعضای شاغل تعاونیها گذاشته می شود نقش بسیار مهمی در پویایی و ارتقاء سطح بهره ور ی تعاونیها  دارد؛ تعاونیهایی که از دوره های آموزشی مورد نیاز خود بهره می برند تعاونیهایی هستند که روحیه مشارکت پذیری وهمیاری در آنها تقویت گردیده وهمواره اهداف تعاونی را مقدم بر اهداف شخصی قلمداد می کنند؛ کلیه اعضای تعاونی خود را جهت شرکت در مجامع عمومی  مسئول دانسته بدین جهت تصمیم گیری دراینگونه مجامع نقش مستقیم در موفقیت تعاونیهای مزبور داردوبالعکس تعاونیهایی که نسبت به امر آموزش بی توجهی ویا کم توجهی نشان می دهند تعاونیهایی هستند که بدلیل ضعف آگاهی مدیران نسبت به قانون ومقررات تعاون وشرح وظایف قانونی خود همواره در کارشان اشتباهات ونقائصی رخ می دهد که منجر به دور شدن از اهداف شرکت تعاونی گردیده و این امراثرات منفی بر روحیه ی مشارکت پذیری اعضاء در تصمیم گیریها ودر کوتاه مدت سبب رکودفعالیت و خارج شدن این دسته از تعاونیها از گردونه ی رقابت خواهد شد. بعنوان مثال هیئت مدیره ای که معمولا از لحاظ مقررات واساسنامه ی تعاونی خود مقام تعیین کنندی سیاست کلی ونماینده تام الاختیار مجمع عمومی تعاونی ودر واقع گرداننده ی اصلی تعاونی ومدیر عامل منتخب وی که به عنوان نماینده ومجری دستورات وی بوده اورا باید طبق مقررات در اجرای وظائفش یاری نماید حال چنانچه این هیئت مدیره بخاطر بی توجهی به امر آموزشهای مورد نیاز نسبت به وظائف خود وقانون ومقررات تعاون و قدرت واختیارات قانونی خود بی اطلاع یا کم اطلاع باشد در چنین مواقعی زمینه های سوء استفاده از هیئت مدیره برای مدیر عامل منتخب  در بسیاری از تعاونیهای مشابه فراهم می شود بگونه ای که قضیه برعکس گردیده وامثال چنین مدیران عاملی میتوانند تعاونیهای خود را به میل واراده ی خود بچرخانند وهیئات مدیره آن تعاونیها را به پیروی وتایید کارهای خویش عملا وادار ساخته ودر پاره ای از موارد آنان را مطیع خویش سازند؛ بنابراین آموزش این امکان را برای مدیران فراهم  می آورد که با اتکاء به میزان قدر ت عمل وعلاقه ودر حوزه وظائف واختیارات خود اطلاعاتی را کسب نمایند که به درجه ی قدرت عمل وهوشیاری آنان افزوده وضمن ایجاد تحولات بنیادین واساسی در طرز کار تعاونیها از سوء استفاده های احتمالی آنان جلوگیری نماید. بنابراین هدایت مدیران و اعضاء وبالا بردن سطح آگاهی ایشان در هدایت وتشویق وپویایی تعاونیها بسیارنقش آفرین بوده که البته برای دستیابی به این مهم  در ساختار بخش تعاونی متولی قوی و کارشناسان زبده ومتخصص مورد نیاز است؛ بهر حال با ارائه ی آموزشهای عمومی وتخصصی تعاون  به مدیران واعضای شاغل تعاونیها میتوان  بخش تعاون را در جامعه معنی دار کرد ؛ تفکر تعاونی علاوه بر داشتن آثار اقتصادی دارای آثار مثبت فرهنگی واجتماعی نیز هست ؛ همکاری ، همزیستی ، داشتن احساس مسئولیت در گرو داشتن تفکر تعاونی در جامعه است که از رهگذر آموزش تعاون میسر
می گردد؛ فرهنگ سازی وپرورش مدیران توانا ومتخصص از مهم ترین مؤ لفه ها برای توسعه ی بخش تعاون بشمار می رود و از آنجائیکه ریشه ی غالب مشکلات وموانع در بخش تعاون به ساختار مدیریتی تعاونیها بر می گردد لذا برای حل این مشکل نیاز به یک مدیریت علمی در تشکلهای تعاونی مورد نیاز است ؛ایجاد چنین مدیریتی  در شرکتهای تعاونی صرفاً از طریق آموزش امکان پذیر می باشد. امروزه خوشبختانه وزارت تعاون با تاکید بر اصل آموزش ،کارورزی واطلاع رسانی بر این رسالت خود عزمی راسخ داشته وباایجاد مراکز آموزش عالی تعاون ، راه اندازی سایت آموزش الکترونیک تعاون ،ایجاد مراکز کار آفرینی وتعاون در برخی از دانشگاههای سراسر کشور، ترویج آموزشهای تخصصی از طریق صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، تالیف وچاپ کتب در زمینه تعاون ، تهیه وتکثیر سی دی های آموزشی ترویجی وغیره نقش بسزایی در امر ترویج فرهنگ تعاون و ارتقاء سطح علمی تخصصی مدیران واعضای تعاونیها وهمچنین جذب اقشار مختلف جامعه بویژه فارغ التحصیلان  بسوی تعاون داشته که چنین گامهایی در آینده ای نه چندان دور افقی روشن برای بخش تعاونی  در پی خواهد داشت.
ارتباط آموزش وتعاون :

 با توجه به نقش پراهمیت تعاون به شکل رسمی وسازمان یافته  وتاثیر آن برپویائی ورشد اقتصادی ،فرهنگی واجتماعی کشورها ،متاسفانه اهمیت موضوع در کشور ما علی رغم  آموزه ها و تعالیم  دین مبین اسلام در خصوص  یاری رساندن به همدیگردر انجام کارهای نیک  آنگونه که مطلوب ومورد نظر است در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه نگردیده ؛ از این روی به منظور تعمیم وگسترش فرهنگ تعاونی در میان اقشار مختلف مردم  جامعه واحیاء روحیه ی مشارکت پذیری ،همیاری ،تحمل پذیری،  آزادی ، برابری ،عدالت ومهرورزی، آموزش نقش مستقیم وارتباطی تنگاتنگ دراحیای اینگونه ارزشهای متعالی دارد؛ با ایجاد  شرکت تعاونی ضمن اینکه ارزشهای مورد نظر در درون آن با آموزشهای عملی متبلور  می گردد در واقع یک کار اقتصادی نیز آغاز می شود؛بنابراین  کار تعاونی در واقع یک کار آموزشی است وباید پذیرفت که تعاون وآموزش مکمل ولازم وملزوم یکدیگرند ونتیجه اینکه  آموزش در واقع مقدمه ی فعالیتهای  تعاونی محسوب می شود که از طریق آن ضمن اینکه می توان فرهنگ کار تعاونی را در بین اعضاء نهادینه کرد؛ نیز می توان بسیاری از مسائل ومشکلات تعاونیها را حل وفصل نمود ه بعلاوه اینکه هر نوع آگاهی و مهارتی را که برای مدیران ،اعضاء و کارکنان تعاونی لازم باشد  می توان از طریق آن فراهم آورد. بنابراین شرکت تعاونی ضمن اینکه یک موسسه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی بوده خود جلوه های آموزشی در درون دارد که نماد آن را میتوان در سبک مدیریت مشارکتی هیئت مدیره آن وبرگزاری مجامع عمومی عادی وفوق العاده یافت. بعنوان نمونه؛ تبادل اطلاعات اعضاء وارائه ی نقطه نظرات وپیشنهادات ایشان درجلسات مجامع عمومی در واقع یک نوع آموزش عملی محسوب می شود که اعضاء در جریان کار وفعالیت تعاونی با آن آشنا گردیده ضمن اینکه با طرح برخی از مفاد قانون ومقررات تعاون واساسنامه شرکت در جلسات بر میزان آگاهی آنان نیز افزوده می شود. در تعاونیهای مصرف ؛عاملان فروش عملاً بانحوه ی چیدمان کالاها به شکل علمی آشنایی یافته واعضاء نیز  می آموزند چه بخرند ، چگونه بخرند وبا چه کیفیتی بخرند. در تعاونیهای تولیدی؛ تولید کنندگان باروشهای جدید تولید آشنایی یافته ومهارتهای لازمه را عملا در خلال انجام کار می آموزند.

نتیجه گیری :

 از مجموع مطالب فوق میتوان چنین نتیجه گرفت که شرکتهای تعاونی ضمن اینکه خود یک موسسه ی اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی هستند یک موسسه آموزشی عملی نیز برای اعضای خود محسوب میشوند که ازطریق آنهامی توان ضمن ایجاد  اشتغال برای اقشار مختلف جامعه؛ آنان را با ارزشهای متعالی انسانی از قبیل احترام به حقوق دیگران ،عدالت ،برابری ، روحیه اتقاد پذیری ،تحمل پذیری ، برادری وهمدلی وامثالهم آشنا نمود.

آموزش در واقع موتور محرکه ای است که تعاونیها از طریق آن شکل می گیرند وازطریق آن ادامه فعالیت می دهند. توجه به اصل  آموزش از سوی مدیران شرکتهای تعاونی سبب رونق فعالیت تعاونیها،پایداری وافزایش سطح بهره وری آنها خواهد شد؛ وبی توجهی بدین امر رفته رفته نه تنها منجربه ضعف انگیزه مدیران واعضاء وایجادتنش وکشمکش میان آنان گردیده بلکه این عوامل در نهایت رکودفعالیت اینگونه تعاونیها وحذف آنها از صحنه ی رقابت را در پی خواهد داشت.

البته باید توجه داشت که استفاده از تکنیکها وروشهای آموزشی متنوع وپیشرفته موجب ترغیب مدیران واعضای شاغل تعاونیها به سمت وسوی آموزشهای مستمر ومداوم گردیده وضمن اینکه در ارتقاءسطح کیفی تعاونیهانقش موثرو مسقیم داشته زمینه ساز توسعه ،تحکیم وترویج مشارکت وتعاون عمومی دربین اقشار مختلف جامعه خواهد بود.